ناهندگی؛ آن سوی خانه ‏به مناسبت روز جهانی پناهنده‌ها – ۲۰ جون‏

بیستم جون، روز جهانی پناهنده‌هاست؛ روزی که قرار است جهان برای چند لحظه بایستد و به انسان‌هایی نگاه کند که مجبور شدند خانه را ترک کنند. نه برای ماجراجویی، نه برای یک شروع رمانتیک، و نه حتی همیشه برای یک زندگی بهتر. خیلی وقت‌ها فقط برای اینکه زنده بمانند.‏

‏اما پناهندگی فقط عبور از مرز نیست. پناهندگی یعنی عبور از یک زندگی که ناگهان از هم می‌پاشد. یعنی صبحی که دیگر شبیه صبح‌های قبل نیست. یعنی خداحافظی‌هایی که درست گفته نمی‌شوند، چمدانی که هیچ‌وقت جا برای همه چیز ندارد، و زبانی تازه که باید با آن دردهای قدیمی را توضیح داد.‏

‏وقتی می‌گوییم پناهنده، گاهی تصویرهای آماده و تکراری به ذهن می‌آید: کمپ، صف، فرم، پرونده، مرز. اما هیچ‌کدام از این‌ها تمام حقیقت نیست. پناهنده قبل از آنکه پرونده باشد، انسان بوده است؛ انسانی با خانه، شغل، خانواده، عشق، خاطره، بدن، هویت، و آینده‌ای که قرار نبود این‌طور شکسته شود.‏

‏هیچ‌کس با میل خودش ریشه‌اش را از خاک بیرون نمی‌کشد. هیچ‌کس آرزو نمی‌کند روزی از گذشته‌اش فقط چند عکس، چند مدرک، چند شماره تلفن و چند زخم باقی بماند. آدم‌ها معمولاً خانه را ترک نمی‌کنند مگر وقتی ماندن، خطرناک‌تر از رفتن باشد.‏

‏طبق گزارش تازه‌ی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، تا پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۴۱.۶ میلیون نفر در جهان پناهنده بودند، ۹ میلیون نفر در انتظار پاسخ به درخواست پناهجویی‌شان بودند، و ۶۸.۷ میلیون نفر در داخل کشور خود آواره مانده بودند. یعنی تقریباً یک نفر از هر ۷۰ نفر در جهان به‌اجبار از خانه و امنیت خود جدا شده است. این عددها بزرگ‌اند، اما اگر فقط عدد بمانند، خطرناک می‌شوند؛ چون پشت هر عدد، یک زندگی ایستاده است. یک مادر. یک کودک. یک دانشجو. یک کارگر. یک فعال اجتماعی. یک انسان که روزی زندگی معمولی داشته و حالا باید برای حق امنیت، کار، درمان، آموزش و دیده شدن بجنگد.‏

‏با این حال، یکی از بزرگ‌ترین سوءتفاهم‌ها درباره پناهندگی این است که فکر کنیم با رسیدن به کشور دوم، همه چیز تمام می‌شود. در واقع، خیلی وقت‌ها سخت‌ترین بخش از همان‌جا شروع می‌شود. خطر شاید شکلش عوض شود، اما همیشه تمام نمی‌شود. ترس ممکن است از خیابان و جنگ و تعقیب به اداره، قانون، کارفرما، اجاره‌خانه و آینده منتقل شود.‏

‏کشوری مثل ترکیه برای سال‌ها میزبان میلیون‌ها پناهنده و افراد تحت حمایت موقت بوده است. روی کاغذ، بسیاری از آن‌ها می‌توانند برای اجازه کار اقدام کنند. اما زندگی فقط روی کاغذ اتفاق نمی‌افتد. در عمل، گرفتن اجازه کار معمولاً به کارفرما وابسته است؛ به استان ثبت‌نام فرد ربط دارد؛ با سهمیه و محدودیت روبه‌روست؛ و برای بعضی شغل‌ها اصلاً امکان‌پذیر نیست. یعنی انسانی که برای زنده ماندن باید کار کند، اغلب در سیستمی گیر می‌افتد که اختیار چندانی در آن ندارد.‏

‏وقتی مسیر کار قانونی سخت، طولانی یا بسته باشد، زندگی متوقف نمی‌شود؛ فقط انسان به سایه رانده می‌شود. پناهنده همچنان باید اجاره بدهد، غذا بخرد، قبض پرداخت کند، از خانواده‌اش مراقبت کند، و آینده‌ای بسازد. اما اگر اجازه کار نگیرد، ناچار می‌شود کار سیاه انجام دهد؛ کاری بدون قرارداد، بدون بیمه، بدون امنیت، بدون حق اعتراض، و گاهی با ساعت‌های طولانی و دستمزدی کمتر از حداقل قانونی.‏

‏اینجاست که مفهوم امنیت پیچیده می‌شود. آیا کسی که از جنگ، آزار یا تهدید فرار کرده، اما در کشور میزبان مجبور است بی‌صدا، ارزان و بی‌حمایت کار کند، واقعاً به امنیت رسیده است؟ آیا امنیت فقط یعنی زنده ماندن؟ یا حق زندگی با کرامت هم بخشی از امنیت است؟‏

‏گزارش‌های سازمان بین‌المللی کار و پایگاه اطلاعات پناهندگی اروپا نشان می‌دهند که بخش بزرگی از پناهنده‌ها در ترکیه در بازار کار غیررسمی کار کرده‌اند؛ در بخش‌هایی مثل پوشاک، تولید، ساخت‌وساز، خدمات، کشاورزی و مهمان‌داری. بسیاری ساعت‌های طولانی کار می‌کنند، کمتر از حداقل دستمزد می‌گیرند، و چون کارشان رسمی نیست، از حمایت‌های قانونی محروم می‌مانند. این فقط یک مشکل اقتصادی نیست؛ یک مسئله انسانی است.‏

‏وقتی انسان اجازه کار قانونی ندارد، فقط درآمدش آسیب نمی‌بیند. کرامتش هم زخمی می‌شود. مجبور می‌شود سکوت کند، چون می‌ترسد کارش را از دست بدهد. مجبور می‌شود بی‌عدالتی را تحمل کند، چون گزینه امنی ندارد. مجبور می‌شود توانایی، تحصیلات، تجربه و شخصیتش را کوچک کند تا فقط بتواند دوام بیاورد.‏

‏پناهنده‌ها اغلب نه به خاطر ناتوانی، بلکه به خاطر بسته بودن درها عقب نگه داشته می‌شوند. بسیاری از آن‌ها پیش از پناهندگی معلم، پزشک، روان‌شناس، هنرمند، دانشجو، فعال حقوق بشر، کارگر ماهر، مترجم، مادر، پدر، دوست و همکار بوده‌اند. اما سیستم‌ها گاهی همه این گذشته را نادیده می‌گیرند و از آن‌ها فقط یک چیز می‌خواهند: تحمل.‏

‏با این همه، پناهنده‌ها فقط قربانی نیستند. این مهم است که رنج آن‌ها را ببینیم، اما خطرناک است اگر فقط رنجشان را ببینیم. پناهنده‌ها بازمانده‌اند. سازنده‌اند. حافظه زنده‌ی جهان‌اند. آدم‌هایی هستند که بعد از ویرانی، دوباره زندگی را از نو می‌سازند؛ زبان تازه یاد می‌گیرند، درس می‌خوانند، کار می‌کنند، فرزندانشان را بزرگ می‌کنند، به جامعه میزبان کمک می‌کنند، فرهنگ تازه می‌آورند، و با وجود همه زخم‌ها هنوز آینده را باور می‌کنند.‏

‏برای همین، روز جهانی پناهنده‌ها نباید فقط روز دلسوزی باشد. دلسوزی اگر به حق، قانون، فرصت و حمایت واقعی نرسد، خیلی زود به یک احساس کوتاه‌مدت تبدیل می‌شود. پناهنده‌ها بیش از ترحم، به حق نیاز دارند؛ حق کار، حق تحصیل، حق درمان، حق امنیت روانی، حق داشتن مدارک معتبر، حق مشارکت اجتماعی، و حق اینکه فقط با رنجشان تعریف نشوند.‏

‏حمایت واقعی یعنی جامعه میزبان فقط نگوید خوش آمدی؛ بلکه شرایطی بسازد که انسان بتواند دوباره روی پای خودش بایستد. یعنی پناهنده مجبور نباشد بین گرسنگی و کار غیرقانونی یکی را انتخاب کند. یعنی اجازه کار، یک مسیر واقعی و قابل دسترس باشد، نه یک وعده‌ی زیبا روی کاغذ. یعنی قانون فقط مرز را مدیریت نکند؛ زندگی انسان را هم ببیند.‏

‏روز جهانی پناهنده‌ها یادآوری می‌کند که امنیت نباید امتیاز باشد. امنیت حق انسان است. هیچ انسانی نباید به خاطر جنگی که انتخاب نکرده، حکومتی که نخواسته، خشونتی که بر او تحمیل شده، یا هویتی که بخشی از وجود اوست، از حق زندگی محروم شود.‏

‏پناهنده بودن یعنی از دست دادن چیزهای زیاد؛ خانه، زبان روزمره، خیابان‌های آشنا، شغل، شبکه حمایت، و گاهی بخشی از خود. اما پناهنده بودن همچنین یعنی حفظ چیزی بسیار عمیق: اراده برای ادامه دادن.‏

‏شاید پناهنده خانه‌اش را از دست بدهد، اما توان ساختن خانه‌ای تازه را نه. شاید زبانش شکسته شود، اما صدایش نه. شاید مسیرش طولانی و ناعادلانه باشد، اما حضورش در جهان یک پیام روشن دارد: انسان می‌تواند از ویرانی عبور کند و هنوز زیبا، مفید، عاشق، امیدوار و زنده بماند.‏

‏پس در روز جهانی پناهنده‌ها، فقط از پناهنده‌ها حرف نزنیم؛ به آن‌ها گوش بدهیم. فقط برایشان ناراحت نشویم؛ کنارشان بایستیم. فقط از رنجشان نگوییم؛ قدرتشان را هم ببینیم. و فقط امنیت را به معنای عبور از مرز نفهمیم؛ امنیت یعنی جایی که انسان بتواند بدون ترس، بدون تحقیر، و بدون پنهان شدن، زندگی کند.‏

‏پناهنده فقط کسی نیست که به جایی پناه آورده باشد؛ پناهنده کسی‌ست که با وجود همه چیز، هنوز به زندگی پناه داده است.‏

 

 

 

 

 

 

‏منابع‏

‏1. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل – روز جهانی پناهنده‌ها: درباره تاریخ ۲۰ جون و هدف روز جهانی پناهنده‌ها.‏

‏2. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل – گزارش روندهای جهانی ۲۰۲۵: برای آمار پناهندگان، پناهجویان، آوارگان داخلی و نسبت یک نفر از هر ۷۰ نفر.‏

‏3. کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل – راهنمای کارفرمایان در ترکیه: برای توضیح دسترسی به بازار کار، نقش کارفرما و اجازه کار در ترکیه.‏

‏4. پایگاه اطلاعات پناهندگی اروپا – ترکیه و دسترسی به بازار کار: برای شرایط، محدودیت‌ها، سهمیه‌ها و آمار اجازه کار افراد تحت حمایت موقت.‏

‏5. سازمان بین‌المللی کار – وضعیت کارگران در ترکیه: برای گزارش درباره کار غیررسمی، ساعت‌های طولانی، دستمزد پایین و بخش‌های کاری رایج.‏

  • هانا تاران

‏پیوندهای منابع:‏

‎https://www.unhcr.org/get-involved/take-action/world-refugee-day‎

‎https://www.unhcr.org/global-trends‎

‎https://www.unhcr.org/europe/resources-employers-republic-turkiye‎

‎https://asylumineurope.org/reports/country/turkiye/content-temporary-protection/employment-and-education/access-labour-market/‎

‎https://www.ilo.org/resource/ilo-publishes-infographics-labour-market-situation-syrian-workers-turkey‎

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *