بکا سنائی کیا، نقدی بر مقالهی اخیر نیویورک تایمز
مقدمه
در حالی که موجی جهانی برای سرکوب افراد ترنس به پا خواسته است، بحث درباره جراحیهای بازتأیید جنسیت نیازمند دقت و موشکافی بسیار است تا دست در دست جنبشهای ضدترنس قرار نگیرد. اخیراً مقالهای در نیویورک تایمز منتشر شد که به گردشگری پزشکی در ایران برای جراحیهای بازتأیید جنسیت پرداخته است. اگرچه این متن به درستی درباره گردشگری پزشکی ایران به صورت کلی صحبت میکند، اما نکات مهمی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.
نکته اول: علت و معلول گردشگری پزشکی
گردشگری پزشکی برای بازتأیید جنسیت یکی از انواع کلی گردشگری پزشکی است و نه برعکس. ادعای اینکه حکومت بر این نوع جراحیها تمرکز کرده تا قوانین خود را اجرا کند یا افراد کوییر را سرکوب نماید، استدلالی ناقص است. گردشگری پزشکی عمدتاً به دلیل شرایط اقتصادی وجود دارد که جراحی بازتأیید جنسیت یکی از مثالهای آن است.
نکته دوم: ماهیت اجبار
باید دقیقاً مشخص کنیم که منظور از اجبار چیست. مقاله بیان میکند که افراد کوییر مجبور به تن دادن به این جراحیها میشوند. اما نکته قابل تأمل این است که این اجبار از طریق سیستم و نظام بازتأیید جنسیت نیست، بلکه از طریق قوانین سرکوبگرانه دیگر وارد میشود. در واقع، دسترسی افراد به این جراحیها اصلاً آسان نیست. افراد ترنس باید مراحل بسیار پیچیدهای را طی کنند تا به صورت پزشکی تشخیص داده شوند، سپس مراحل قانونی را بگذرانند و تنها پس از آن میتوانند به جراحی دسترسی پیدا کنند. این مراحل، دسترسی به چنین جراحیهایی را برای ایرانیان بسیار سخت و تقریباً غیرقابل دسترس کرده است. از آن گذشته، افراد ترنسی که تصمیم به انجام این جراحی میگیرند، در طول فرآیند با انسانزدایی شدید مواجه میشوند.
نکته سوم: توجه به تجربه زیسته افراد ترنس
وقتی درباره یک نوع جراحی ضروری پزشکی صحبت میکنیم، که بسیار درباره ضرورت آن سخن رفته است، باید به افرادی که این جراحی برای آنهاست و تجربه زیسته آنها نیز توجه شود. در شرایط کنونی، اکثر متون و فعالانی که درباره اجبار به جراحی افراد کوییر سخن گفتهاند، از جامعه ترنس نبودهاند تا آن سوی ماجرا، یعنی عدم دسترسی، را بیان کنند. طبق گزارش کامل بیزینس اینسایدر، مراحل تشخیص پزشکی بسیار پیچیده است تا هر فرد کوییر غیرترنس از فیلتر عبور نکند. بنابراین، اگر سخن از اجبار است، نوع اجبار که سیستمی است مهم است، نه اجبار مستقیم بر روی افراد. یعنی نظام قوانین ضدزن و ضدکوییر به گونهای است که ممکن است افراد کوییر به آن سمت کشیده شوند، اما همانطور که بیان شد، اجبار مستقیم دیگر بسیار کم است.
جمعبندی
به نظر میرسد این مقاله کمترین توجه را به یکی از حساسترین اقشار جامعه کوییر، یعنی افراد ترنس خواهان بازتأیید جنسیت، داشته است.
